اشاره: تاسوعای حسینی مصادف است با نود و دومین سالروز رحلتِ عارف ربّانی و فرزندِ خلف سیدالشهداء (رض)، غوث السّالكین حضرت شیخ محمّد نجمالدّین( 1337 ـ 1280 هجری قمری) فرزند حضرت شیخ عمر ضیاءالدّین نقشبندی و عموی حضرت شیخ محمّدعثمان سراجالدّین ثانی. به همین مناسبت وصیتنامهای را كه آن بزرگمرد برای فرزندش نوشته است در اینجا نقل میكنیم:
بسم الله خَیرُ الأسماء
یا ولدی و فلذة كبدی! وفّقنی الله و ایاكم علی مرضاته آمین، بجاه سیدالمرسلین صلوات الله و سلامه علیه اجمعین.
فرزندا ! مسلمان، مكلّف است به اتّباع شریعت محمّدی ـ علی صاحبها الصلاة و السّلام ـ در التزامِ اوامر و اجتنابِ مناهی، به درجهای ساعی و جاهد باشد كه ظاهر و باطن شریعتِ غرّا از او راضی باشد و این نعمتِ عظمی و سعادتِ كبری در صحبتِ علمای عاملین و ارباب معرفت و اهل ذكر و فكر باید طلبید.
از صحبتِ(همنشینی)جهله و ظلمه و اهلِ غفلت، پرهیز كلّی باید كرد كه مصاحبتِ آنها برای طالبان حقّ، شرّ است. آیة « وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِی یرِیدُونَ وَجْهَهُ... »(1) بر این معنی، نصّ قاطع است.
ای فرزند! حتیالإمكان تركِ [نماز] جماعت مكن و تأخیر نماز را از اوّلِ وقت منما كه ثواب اختیار، نصیبِ اخیار است. زبان خود را به دروغ و بهتان و دشنام و خلاف گفتن، مستوجبِ آتش مگردان و حفظِ چشم و گوش از منهیات فراموش مكن و بغض و حسد را دربارة عبادالله به دل خود راه مده كه زیان كلّی دارد « ... إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً » (2). علم حقّ به جزئیات و كلّیات افعال و اقوال عموم مردم متیقَّن است (3).
ای فرزند! از قهر و غضب حضرت حقّ ـ جلّ و علا ـ بیندیش و حبّ دنیا را به دل خود راه مده كه حبّ دنیا، سرِ همة خطاها است: «حبُّ الدّنیا رأس كلِّ خطیئة» حدیث صحیح است.
ای فرزند! در كسب كمال كوش كه انسانِ بی علم و فضل، از حیوانات جدا نیست.« الفضل بالعلم و الأدب لا بالأصل و النّسب»(4).
نبّهنی الله و إیاكم من نومة الغافلین و حشرنا تحت لواء سید المرسلین، صلّی الله علیه و علی آله و صحبه أجمعین.
نجمالدّین
...................................
پانويسها:
1. بخشی از آیة 28 سورة مباركة كهف است، ترجمة تمام آیه چنین است:« با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مىخوانند [و] خشنودى او را مىخواهند شكیبایى پیشه كن(با آنان باش) و دو دیدهات را از آنان برمگیر كه زیور زندگى دنیا را بخواهى، و از آن كس كه قلبش را از یاد خود غافل ساختهایم و از هوس خود پیروى كرده و [اساس] كارش بر زیادهروى است اطاعت مكن.
2. بخشی از آیة 36 سورة مباركة إسراء؛ ترجمة آیه چنین است: « چیزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن(و از آن پیروى مکن) زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد».
3. یعنی: اینكه خداوند به جزئیات و كلیات اعمال و رفتار تمام مردم آگاهی كامل دارد، امری یقینی است.
4. برتری به دانش و ادب است نه به اصل و نسب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: یادی مهردان، جلد دوم، صفحات 306ـ 305 .
(به مناسبت شصت و نهمین سالگرد رحلت قطبالعارفین حضرت شیخ علی حسامالدّین نقشبندی)

اشاره : آراستگی مشایخ طریقت نقشبندی به اخلاق پیامبراكرم (ص)، و پیراستگی این طریقت از بدعتها و خرافات و تأكید بر پیروی از شریعت و سنّت نبوی،سبب شده است كه علما و دانشمندان بسیاری به این طریقت روی آورند؛ شیخ ابنحجر هیتمی (974 ـ 909 هـ)، عالم و فقیه مشهور اهل سنّت گفته است:« الطریقة العلیة السالمة من كدورات جهلة الصوفیه، هی الطریقة النقشبندیة»:(طریقت بزرگی كه از تیرگیهای جاهلان اهل تصوّف سالم باشد،همانا طریقت نقشبندی است) به همین سبب است كه طریقت نقشبندی، به طریقت علما شهرت یافته است.
افزون بر این عظمت اخلاقی، نفوذ معنوی و قدرت روحی شگرف مشایخ نقشبندی، همواره عارفان،دانشمندان،نوابغ و شعرای معاصر آنان را به تبجیل و تجلیل از مقام شامخ ایشان واداشته است،دانشمندان هر عصر هنگامی كه به حضور پیران نقشبندی رسیدهاند، ناگزیر در برابر آنان سر تعظیم فرود آورده و با افتخار به جمع ارادتمندان و پیروانشان پیوستهاند؛ دقّت در مدایح و مرثیههای كه دانشمندان و شعرا و نوابغ معاصر مشایخ دربارة آنان نوشتهاند، این حقیقت را بر همگان آشكار میكند؛
اكنون به مناسبت شصت و نهمین سالگرد رحلت قطبالعارفین و ملاذالسّالكین حضرت شیخ علی حسامالدّین نقشبندی(متوفای 27 ذیحجة سال 1358 قمری مطابق با 16 بهمن 1318 شمسی) ابیاتی از مرثیههای سه تن از دانشوران و نویسندگان نامی كُرد را كه در سوگ آن بزرگمرد سرودهاند نقل میكنیم:
۱. ابیاتی از مرثیة دانشمند نامور و نابغه آیت الله مردوخ كردستانی (جمال الدّین محمّد) مؤلف كتابهای: فقه محمّدی،تاریخ مردوخ، فرهنگ مردوخ و دهها كتاب دیگر:
این چه غوغاست كه در خیلِ ملایك افتاد
وین چه ماتم كه ز هر سوی برآید فریاد؟
رستخیز است كه این ولوله برپا شده است
یا كه افتاد همی زلزله در كشور ماد؟
هندو و گبر و مسلمان و نصاری و یهود
مو كَنان، مویه كُنان، غمزده با ناله و داد
قدسیان بانگ برآورده به زاری و فغان
عرشیان نوحه كنان بر درِ خلّاقِ عباد
انبیا خامش و سر بر سر زانو غمگین
اولیا خاسر و مهموم الی یوم تناد
گوئیا تعزیت شاه حسام الدّین است
كاین چنین زاهل زمین صبر همی رفته به باد
آری این مَه، مه قُربان و همی جانِ جهان
از وفا جانِ گرامیش همی فدیه بداد
كاش جان همه قربان تو میشد ای جان
صد هزاران دل و جان فدیه و قربان تو باد!
ختم شد بر تو ولایت چو نبوّت به رسول
مادر دهر دگر همچو تو فرزند نزاد...
چون نلرزد كرة خاك و ننالد گردون
كه نهان شد به دل خاك رئیسِ اوتاد
منبعِ جود و سخا، مخزنِ اسرارِ وجود
معدنِ عقل و ذكا، نور هدی، قطب رشاد
گوهرِ نطق و بیان، مایة تقوی و ورِع
محور هوش و خرد، مظهر ارشاد و سداد
گر كه كوی تو همی قبلة آمال نبود
اهلِ عالم ز چه رو روی به كوی تو نهاد؟
رهبرِ هردو جهان پیشروِ متقیان
مرشد كلِّ امم، كعبة آفاقِِ عباد
با كمال است و عطا در همه آفاق مثل
به جلال است و سخا، شهره به هر شهر و بلاد
گشت از موهبتش مُلكِ حقیقت، روشن
شد ز انفاسِ خوشش، كوی طریقت، آباد
در سرِ سلسلة حلقة ختمش همه جا
شبلی و دهلوی و غوث و جنیدِ بغداد
امر او، همچو قضا بود روان در اكناف
حكمِ او بود روان، همچو روان در اجساد...
۲. ابیاتی از قصیدة عربی پنجاه و دو بیتی مدرّسِ نامور،فرید دوران،دانشورِ معزّز استادالأساتید مرحوم علامه عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی(استاد ممتاز دانشگاه تهران):
غوث الأنام حسام دین المصطفی
من لم یزل لعدی الهدی حسّاما
قطب الوجود إبن «البهاء» بن «السّرا
ج» البالغین ذری السماك مقاما
---
إنّ الطّریق النّقشبندی الّذی
أضحی أصحّ طریقة أعلاما
أمسی بموتك باكیاً، متفجّعاً
و یكاد یودی علّة و سقاماً...
---
۳. ابیاتی از مرثیة نویسنده و ادیب لبیب فقید استاد بابا مردوخ روحانی (شیوا)مؤلف « تاریخ مشاهیر كُرد»:
دردا از این عزای مِحَن زای جان گَزا
یعنی وفات قطبِ جهان، پیر پارسا
شیخ الشیوخ، عارف آزادة همام
سلطان دین، نظام ِزمین، آیت خدا
فرزانه آیتی ز مكاتیب نقشبند
برجسته رهبری ز دبستان اصفیا
یعنی« حسام ملّت و دین»،شمعِ انجمن
تنها نمونهای ز نیاكانِ اتقیا
سبّاحِ بحرِ معرفتِ آفریدگار
بر كشتی طریقتِ نقشیه، ناخدا
پورِ «بها» نوادة پاك «سراجِ دین»
شمع هدی، حبیب خدا، كوه اعتلا
بگزیده مُلهَمی كه به قرنِ اخیر بود
فرخنده پیر محرم دربارِ كبریا
خلقی ز یمن همّتِ انفاس پاكِ او
با ذات حق شدند به كامِ دل آشنا...
>> شیخ رضا طالبانی، حاج توفیق بیگ(پیرهمیردی نهمر)،ماموستا ناری(كاكه حهمهی بیلو)،سیدبهاءالدین شمسالأشراف قریشی،استاد عبدالرّحمن شرفكندی(ههژار)، شیخ محمّدعلی افندی،شیخ محییالدین شیدا،سید احمد هویه، ملا حسن جوهری،افتخار دفتر سنندجی،سید كاظم ابراهیمی صلواتآباد،خلیفه بابا عائیلی، ،شیخ معروف هولیر،حاج شیخ محمّد حسامی دادانه(عاشق)،شیخ احمد سپیران و علی بیگ حیدری نیز از جملة كسانی هستند كه در مدح یا رثای حضرت حسامالدّین شعر سروده و به آن بزرگ ارادت میورزیدهاند.
اشاره: این مطلب به ذكر اسامی فرزندان، خلفا و منسوبان مولانا خالد اختصاص یافته است. نگاهی گذرا به اسامی منسوبان و خلفای مولانا خالد، عظمت این بزرگمرد را بر همگان آشكار میسازد. در میان منسوبان و ارادتمندان این بزرگوار اسامی علما و مشاهیر و مردان بزرگی مانند:سید محمود شهابالدّین آلوسی زاده بغدادی(مؤلف تفسیر روح المعانی)،سید محمّدامین ابن العابدین(مفتی دمشق)،علامه ملا یحیی مُزُوری عمادی مشهور به سلطانالعلماء ،شیخ شامل داغستانی(رهبر قیام داغستان علیه استعمارگران)،سید عبدالقادر جزایری و بسیاری دیگر به چشم میخورد:
فرزندان مولانا
مولانا، چهار پسر به نامهای بهاءالدّین محمّد، شمسالدّین عبدالرّحمن، شهابالدّین و نجمالدّین و یك دختر به نام فاطمه داشته است. دو پسر اوّل و دوم چند روزی پیش از وفات مولانا و سومی نیز چند روز پس از مولانا، به مرض طاعون درگذشتهاند.
نجمالدّین پس از پایان دوران تحصیل، نزد عمویش «شیخ محمود صاحب» اخذ طریقت كرده و به سیر و سلوك عرفانی میپردازد و سرانجام در سال 1270 هجری وفات مییابد. «محمّد» فرزند نجمالدّین پس از پدر، راه او را ادامه میدهد.
فاطمه خاتون دختر مولانا در سال 1241 متولد شده است. او از لحاظ هوش و استعداد ذاتی، كمنظیر و در نویسندگی و سخنوری توانا بوده است. قرآن را از حفظ داشته و به زبانهای عربی و كُردی و فارسی و تركی سخن میگفته است. این زن عفیف و پارسا پیرو طریقت نقشبندی هم بوده و زنان بسیاری از محضرش استفاده بردهاند. فاطمه به سال 1286 عازم حج شده و در «منی» وفات یافته است، جنازهاش را به مكة مكرّمه حمل نموده و در جنّت المعلی به خاك سپردهاند ـ طاب الله رمسها.
منسوبان و مریدان مولانا خالد
استاد فقید«بابا مردوخ روحانی» در كتاب ارزشمند«تاریخ مشاهیر كُرد» در باب مریدان مولانا مینویسد:
وابستگان مكتب مولانا خالد به سه گروه تقسیم میشوند:
۱. كسانی كه محض تبرّك اخذ طریق كرده و اهل سلوك نبودهاند.
۲. كسانی كه مدتها زاویه نشین خانقاه بوده و از طریق سیر و سلوك و ادامة شغل متعارف صوفیه، اهلیت ارشاد پیدا كرده و از طرف مولانا مأذون شدهاند و آنان را در اصطلاح، «خلفا» گویند.
۳. كسانی كه تمسّك كرده و اهل سیر و سلوك هم بودهاند، امّا به مرحلة كمال نتوانستهاند برسند.
اینك اسامی عدّهای از گروه اوّل و دوم:
گروه اوّل، منسوبین مولانا:
۱. علامه ملا یحیی مُزُوری عمادی مشهور به سلطانالعلماء ، 2. شیخ الإسلام مكّی زاده مصطفی عاصم افندی استانبولی، 3. سید محمّد اسعد (مفتی حِلّه)، 4. سید محمود شهابالدّین آلوسی زاده بغدادی(مؤلف تفسیر روح المعانی)، 5. سید محمّد اسعد صدرالدّین حیدری(مفتی حنفیة بغداد)، 6. سید ابراهیم فصیح حیدری، 7. سید عثمان سندی نجدی، 8. سید خلیل سمین(نقیب سادات و اشراف طرابلس)، 9. سید محمّد طاهر افندی حسینی(مفتی قُدس)، 10. شیخ ابوالخیر دیاربكری، 11. شیخ عمر مجتهد دمشقی، 12. شیخ محمّد بن سلیمان (مؤلّف كتاب الحدیقة النّدیة)، 13. سید محمّدامین ابن العابدین(مفتی دمشق)، 14. عمر افندی غزّی(مفتی شافعیة شام)، 15. علّامه شیخ عبدالرّحمن روژبیانی(روزبهانی)، 16. سید عبدالعزیز افندی گیلانی(نقیب اشراف بغداد)، 17. سید عبدالله داغستانی، 18. عبدالله پاشا (حاكم عكّا)، 19. نجیب پاشا (والی شام)، 20. داود پاشا (والی بغداد)، 21. محمّد افندی (مفتی معرّة النّعمان)، 22. سید عبدالله حیدری ماورانی (مدرّس در بغداد)، 23. شیخ شامل داغستانی(رهبر قیام داغستان علیه استعمارگران)، 24. سید علی برزنجی (قاضی سلیمانیه)، 25. رسول زكی مدرّس، 26. سید محمّدامین سویدی (مدرّس در حلّه)، 27. شیخ ملا طاهر جزیری، 28. ملا اسعد افندی جلی كویی، 29. سید عبدالقادر جزایری، 30. ملا محمّد اربلی، 31. ملا عبدالله آمدی.
گروه دوم، خلفای مولانا خالد:
1. شیخ اسماعیل انارانی (مأمور ارشاد در دمشق و جانشین مولانا در آنجا)، 2. شیخ عثمان سراجالدّین تهویلهئی (مأمور ارشاد در كُردستان عراق)، 3. حاج ملا عبدالله جلی كویی، 4. شیخ محمّد فراقی، 5. شیخ عبدالقادر شمذینی، 6. شیخ اسماعیل شروانی، 7. شیخ محمود صاحب (برادر خود مولانا)، 8. شیخ احمد خطیب هولیری(اربیلی)، 9. شیخ محمّد خانی شامی، 10. شیخ محمّدصادق (مأمور ارشاد در مصر)، 11. شیخ عبدالله فردی (مأمور ارشاد در بیتالمقدّس)، 12. عبیدالله افندی حیدری ماورانی (مفتی حنفیة بغداد)، 13. شیخ الشّیوخ شیخ عبدالغفور كاشتری، 14. ملا احمد كولهساری مشهور به «مولانا» (از خاندان كمانگر)، 15. سید جواد سیاهپوش (ادیب و شاعر بغدادی)، 16. سید طه نهری، 17. شیخ ملا محمّد مجذوب عمادی، 18. شیخ اسماعیل بصری، 19. شیخ احمد قسطونی، 20. شیخ ملا هدایت الله اربلی، 21. شیخ محمّد عقرهای (مأمور ارشاد در جزیر و بوتان)، 22. تاج العلما شیخ خالد جزیری(مأمور ارشاد در دیاربكر)، 23. شیخ عبدالفتّاح عقرهای، 24. شیخ محمّد ناصح (افصح العلما)، 25. شیخ محمّدجدید بغدادی، 26. شیخ عبدالله ارزنجانی مكّی (مأمور ارشاد در مكة مكرّمه)، 27. شیخ خالد كُرد (مأمور ارشاد در مدینة منورّه)، 28. شیخ احمد غربوزی (مأمور ارشاد در ازمیر)، 29. شیخ عبدالغفور كُردی كركوكی (متصدی امامت و امور خانقاه مولانا در بغداد)، 30. شیخ حسن خطاط قوزانی، 31. شیخ محمّد بغدادی (امام جماعت همیشگی خانقاه مولانا)، 32. سید عبدالله افغانی هراتی، 33. شیخ محمّد هراتی، 34. سید احمد سردار سرگلو كركوكی، 35. شیخ احمد ضیاءالدّین گومشخانی، 36. سید عبدالغفور مشاهدی بغدادی، 37. شیخ محمود بن عُمر (مأمور ارشاد در عمادیه).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
۱. تاریخ مشاهیر كرد؛ بابا مردوخ روحانی(شیوا)، جلد اوّل، صفحات 307 ـ 309 ، چاپ اوّل، انتشارات سروش، تهران 1364 .
۲. نقشی ازمولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او؛دكتر مهیندخت معتمدی؛ صص. 55 ـ 56 ؛ چاپ اوّل، انتشارات پاژنگ، تهران 1368 .
مطالب مرتبط:
شرح حال حضرت مولانا خالد ذیالجناحین نقشبندی شهرزوری
ئهو كتێبانهی له ستایشی پایهی مهولاناخالیدا نووسراون