در آغاز دومين سال فعاليت وبلاگ بر خود ميدانم كه از همة دوستاني كه همواره نسبت به بنده لطف داشتهاند و با مراجعه به اين وبلاگ و درج نظرات خويش مرا به ادامة كار اميدوار كردهاند تشكّر كنم.
براي فراهم آمدن امكان استفادة آسانتر از وبلاگ، بر آن شدم كه پست ثابتي به آغاز آن بيفزايم كه شامل لينك مطالب برتر وبلاگ و همچنين عناوين نوشتههاي پيشين باشد.
انتظار بنده از دوستان اين است كه ضمن همراهي و همكاري، همواره مرا به دعاي خير ياد آرند.
ربنّا تقبّل منّا ،
تمنّاي قبولش دارم و دانم كه نا اهلم
مدد يا روح شاه نقشبند و غوث گيلاني!
(به مناسبت دوازدهم ربيع الاوّل، سالروز ولادتِ پيامبر مهرباني، مهترِ عالم حضرت محمد مصطفی ـ صلّی الله عليه و سلّم)
در نعتِ حضرتِ رسولِ اكرم عليه افضل الصّلوة و السّلام
مولانا عبدالرّحمن جامي
اي بُرده زِ آفتاب به وجهِ حَسَن سَـبَـق
قرصِ قمر به مُعجِزِ حُسنِ تو گشته شَق
تابي زِ عكس طلعت و تاري ز طرّهات
صُـبْـحٌ إذا تـنـفّـس، لَيلٌ إذا غَـسَـق
بر هركه تافت پرتو انوارِ مهرِ تو
شد سرخ روي در همه آفاق چون شفَق
جسمت نداشت سايه و الحق چنين سزد
زيرا كه بود جوهرِ پاكت زِ نورِ حق
زين سان كه شد كلامِ تو ديباچة كمال
با منطقِ تو ناطقه را كي رسد نطَق؟
در بزمِ احتشامِ تو سياره هفت جام
وز مطبخِ نوالِ تو افلاك نه طبق
بر دفترِ جلالِ تو، تورات يك رقم
وز مصحفِ كمالِ تو، انجيل يك ورق
گل را زمانه از عَرَقِ عارضت گرفت
برعكسِ آن كه گيرند اكنون ز گل، عرق
«جامي» كجا و نعتِ تو امّا به كلكِ شوق
بر لوحِ صدق زد رقمي كَيْفَ مَا اتّفَق
ــــــــــــــــــــــــــ
مأخذ: ديوان نورالدّين عبدالرّحمن جامی، با مقدّمه و اشراف محمّد روشن، چاپ اوّل 1380،تهران، مؤسسة انتشارات نگاه، ص. 73 .
مطالب مرتبط: