مشايخ نقشبندي هَورامان هماره در راه كسب رضايت خداوند به جان و دل كوشيدهاند و براي خدمت به سنّت،شريعت، طريقت و مسلمين از هيچ كوششي دريغ نورزيدهاند. يكي از روشهاي نيكوي آنان اين بوده است كه جهد ورزيدهاند كه راه استفادۀ سوء فرزندان ناخلف و منسوبان نااهل از طريقت و شهرت و نقوذ خود را سدّ كنند. اين بزرگان از استفادۀ ابزاري مدّعيان از دين و طريقت و كسب معيشت از راه دين و زيرِ لواي ارشاد مسلمين، بسيار بيمناك بودهاند، بنا بر اين همواره در مواعظ و آثار خود و با انتشار اطّلاعيهها و توصيهنامهها، به پيروان خود امر كردهاند كه تنها تابع كساني باشند كه در ظاهر و باطن پيرو شريعت و سنّت هستند، آنان به پيروان خود امر اكيد ميكردند كه هيچگاه فرزندان ناخلف مشايخ را حرمت ننهند و ياري نكنند و صراحتاً اعلام ميكردند كه هرگاه يكي از فرزندان،نوادگان،خلفا يا منسوبان ما از اوامر شريعت سرپيچي كرد، او را ترك كنيد و بدانيد كه تا هنگامي كه به راه راست برنگردد فرزند و منسوب ما نيست و همنشيني و اطاعت از وي و احترام گذاشتن به او، حرام است و ما او را فاسقي غافل از خدا و تابع نفس ميدانيم.
اين بزرگان به اين توصيهها هم اكتفا نكرده و دعا كردهاند كه خداوند اولاد و منسوبان ناخلف و كژ رَو آنان را در همين دنيا مجازات كند.
به همين سبب است كه هرگاه فردي ناخلف و منسوب به اين مشايخ به دروغ ادعاي ارشاد و رهبري كرده يا به انجام كارهاي نكوهيده و خلاف شريعت گرائيده، نه تنها از طرف مشايخ هورامان و پيروان حقيقي آنان طرد شده بلكه به زودي به سزاي اعمال خود رسيده است.
مطالعۀ دو وصيتنامۀ مهم از حضرات شيخ نجمالدّين و شيخ علاءالدّين ـ كه در زير آمده ـ اين حقيقت را بر همگان آشكار ميسازد و ورع، شريعتروي، پرهيزكاري و علوّ شأن حضرت سراجالدّين و مشايخ خاندان او را آشكارتر:
الف) متنِ وصيت نامۀ حضرت شيخ محمّد نجمالدّين (متوفّاي 1297 شمسي):
بسمه سبحانه و تعالی
الحمدللهِ وَحْدَهُ وَالصَّلوةُ وَالسَّلامُ عَلی مَن لا نَبيَّ بَعْدَهُ وَ عَلی آلِهِ وَ أصحابِهِ التّابعينَ قَصْدَهُ.
واضح و مبرهن باد، به دوستان سلسلۀ عثمانيه معروض ميشود كه: امرِ معروف و نهيِ منكر، از واجبات و فريضۀ ذمّۀ عامّۀ مؤمنين و مؤمنات است. هركدام از ابناي خاندان عثماني، حركات و سكناتش خلاف رضاي خدا و رسول(ص) باشد و از آدابِ بزرگان انحراف نمايد،اطاعت و صحبت او، خلاف رضاي خدا و رسول(ص) و موجب ملال پيران طريق وصول است. دوستان ما با خبر باشند.« وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا (كهف/28) ۱». والسّلام.
خادم الققراء نجمالدّين
هزار قوم كه بيگانه از خدا باشد فداي يك تنِ بيگانه كآشنا باشد
نجمالدّين
بيارة الشريفه ـ 1338 قمري
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. و از کسانى که قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مکن! همانها که از هواى نفس پيروى کردند، و کارهايشان افراطى است.
ب) ترجمۀ وصيتنامۀ حضرت شيخ محمّد علاءالدّين (متوفّاي 1333 شمسي):
و بدانيد كه آداب طريقت كه اولياي بزرگ آن را پي افكندهاند،چيزي نيست جز راهي جهت تصفيۀ قلب از همۀ رذائل براي پيروي از شريعت، بلكه عين شريعت است در ظاهر و باطن،...
بنابر اين شما را وصيّت ميكنم كه هركدام از ابناي خاندان عثماني(كساني كه نسب آنان به شيخ عثمان سراجالدّين ميرسد) چه از فرزندان مرحوم حضرت شيخ عمر ضياءالدّين چه از نوادگان او و فرزندان آنان چه از جانشينان آنها، بدون استثناء، هركدام، از شريعت اسلام پيروي نكنند و به آنچه در ذيل ميآيد مقيّد نباشند: ...
بدانيد كه او هيچ پيوند و نسبتي با ما و طريقت و راه و روش ما ندارد و ما او را فاسقي غافل از خدا و تابع هوا ميدانيم اگرچه از نزديكترين افراد به ما باشد. پس جايز نيست كه هيچ مسلمان صادقي چنين فردي را ـ به اين دليل كه از فرزندان اين خاندان است ـ حرمت نهد و بزرگ دارد يا به او احترام بگذارد يا به وي خدمت كند يا او را در كارهايش ياري دهد... .